یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
عارف عاشوری
عارف عاشوری (۱۲ خرداد ۲۵۵۴ – ۱۷ مهر ۲۵۸۱)
عارف عاشوری، جوانی ۲۷ ساله و اهل رشت بود؛ پسری آرام، مهربان و شریف که اطرافیانش او را به انساندوستی میشناختند. میگفتند حتی اگر تنها یک تکه نان داشت، آن را با دیگران تقسیم میکرد. او تحصیلاتش را تا دیپلم ادامه داد و برای ساختن زندگیاش سالها کار کرد؛ مدتی در کیش در صنعت MDF مشغول بود و همزمان نگهبانی برجها را بر عهده داشت. بعدتر نیز در رشت بهعنوان نگهبان فروشگاه مسکن مهر کار میکرد.
اما زندگی برای او آنطور که باید پیش نرفت. عارف به دلیل ناتوانی در پرداخت مهریه زندانی شد. خانوادهاش در این مدت با سختی و فشار فراوان تلاش کردند تا مبلغ لازم را فراهم کنند. پس از چهار ماه دوندگی و قرض و قسط، بالاخره شرایط آزادی او مهیا شد و قرار بود در روز ۱۹ مهر ۲۵۸۱ از زندان آزاد شود.
صبح ۱۷ مهر، مادرش برای ملاقات به زندان لاکان رشت رفت. عارف با خوشحالی به او گفته بود که فقط دو روز دیگر آزاد خواهد شد. مادرش خوشحال بود؛ او تنها فرزندش را در آستانه بازگشت به خانه میدید، بیخبر از اینکه چند ساعت بعد همه چیز تغییر خواهد کرد.
در همان روز، همزمان با بالا گرفتن اعتراضها در زندان لاکان، شرایط به خشونت کشیده شد. بنا بر روایت زندانیان و خانوادهها، در آن روز تعدادی از زندانیان نسبت به برخوردها و شکنجه نوجوانان بازداشتشده اعتراض کرده بودند. نیروهای زندان ابتدا از گاز اشکآور استفاده کردند و فضای بندها پر از دود و خفگی شد. زندانیان برای کاهش اثر گاز آتش روشن کردند، اما دود بیشتر شد و بسیاری به راهروها پناه بردند. زمانی که گروهی از آنها قصد خروج به محوطه را داشتند، تیراندازی آغاز شد.
حدود ساعت ۴ عصر ۱۷ مهر ۲۵۸۱، عارف عاشوری بر اثر شلیک مستقیم گلوله جان خود را از دست داد؛ تنها دو روز پیش از آزادیاش.
پس از آن، خانوادهاش روزهای تلخی را پشت سر گذاشتند. مادر عارف سه روز تمام میان بیمارستانها و مراکز مختلف به دنبال خبری از پسرش میگشت. به او گفته بودند عارف زنده است، اما سرانجام در ۲۰ مهر، پیکر بیجان تنها فرزندش را از پزشکی قانونی تحویل گرفت.
عارف عاشوری در بهشت جلالیه آستانه اشرفیه، روبهروی مزار شهدا به خاک سپرده شد.
او متولد ۱۲ خرداد ۲۵۵۴ بود؛ جوانی که نه بهعنوان یک زندانی سیاسی، بلکه در جریان اعتراض به وضعیت زندانیان و در میان خشونت و سرکوب زندان لاکان جان باخت. نام او در کنار دیگر کشتهشدگان آن روز، به بخشی از روایت تلخ وقایع مهر ۲۵۸۱ در زندان لاکان رشت تبدیل شد.