یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
مهرزاد بهروز
مهرزاد (مهدی) بهروز (۱ فروردين ۲۵۶۰ – ۱۷ مهر ۲۵۸۱)
مهرزاد (مهدی) بهروز، جوانی ۲۱ ساله اهل خمام از توابع رشت بود. او به اتهام تولید مشروبات الکلی به یک سال حبس و پرداخت پنجاه میلیون تومان جریمه محکوم شده بود و تا مهر ۲۵۸۱ حدود ده ماه از دوران محکومیتش را در زندان لاکان رشت گذرانده بود. قرار بود بهزودی آزاد شود.
روز ۱۷ مهر ۲۵۸۱، همزمان با اوج اعتراضات سراسری، فضای زندان لاکان رشت نیز ملتهب شد. گفته میشود زندانیان عادی در اعتراض به برخوردهای خشونتآمیز با نوجوانان بازداشتشده و شرایط داخل زندان دست به اعتراض زدند. نیروهای سرکوب برای کنترل وضعیت به بندها یورش بردند و گاز اشکآور شلیک کردند. دود غلیظ و گاز اشکآور فضای بسته بندها را پر کرد و بسیاری از زندانیان در حال خفگی بودند. برخی تلاش میکردند درها را باز کنند یا خود را به حیاط زندان برسانند تا نجات پیدا کنند.
مهرزاد آن روز در بخش قرنطینه زندان مشغول خدمات نظافتی بود. بنا بر روایتها، او تلاش کرده بود درِ بند مالی را برای زندانیانی که قصد حمایت از بازداشتشدگان نوجوان را داشتند باز کند. در همان لحظات، نیروهای مسلح به سمت زندانیان شلیک کردند. گفته میشود مهرزاد از پشت هدف چهار گلوله جنگی قرار گرفت؛ دو گلوله به سر، یک گلوله به دست و یک گلوله به کمر او اصابت کرد و او در همانجا جان باخت.
بر اساس برخی گزارشها، پس از تیراندازی، نیروهای سرکوب با باتوم نیز به زندانیان حمله کردند. در گزارش پزشکی قانونی علت مرگ مهرزاد «برخورد جسم سخت» ذکر شده بود، در حالی که خانواده و شاهدان از آثار شدید جراحت، کبودی صورت و آسیبهای گسترده بر بدن او سخن گفتهاند.
این درگیریها حوالی عصر رخ داد، اما بنا به روایت شاهدان، رسیدگی پزشکی و انتقال مجروحان با تأخیر بسیار انجام شد و آمبولانسها ساعتها بعد وارد زندان شدند؛ زمانی که برای نجات بسیاری از زخمیها دیر شده بود. در کنار مهرزاد بهروز، نام افرادی چون عارف عاشوری، مهرگان زحمتکش، مهران عباسپور اقدم، میلان درخشان، محمد انوشهنیا، مصطفی یگانه و میثم پدیدار نیز بهعنوان جانباختگان این واقعه مطرح شده است، هرچند آمار دقیق قربانیان همچنان روشن نیست.
شش روز بعد، در ۲۳ مهر ۲۵۸۱، پیکر مهرزاد به خانوادهاش تحویل داده شد. مراسم دفن او تحت نظارت مأموران امنیتی انجام شد و او در خاک رشت، شهری که زادگاه و محل زندگیاش بود، به خاک سپرده شد.
در ماههای بعد، گزارشهایی درباره وجود مزارهای بینامونشان مرتبط با قربانیان زندان لاکان در باغ رضوان رشت و برخی روستاهای اطراف منتشر شد. شاهدان محلی گفتهاند شماری از قربانیان بهصورت شبانه و تحت تدابیر امنیتی دفن شدند و برخی قبرها بعداً با سیمان پوشانده شد. مردم محلی از آن زمان تاکنون بر سر این مزارها گل میگذارند؛ مزارهایی که برای بسیاری به نمادی از اندوه و یاد جانباختگان آن روز تبدیل شدهاند.