یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
علی جلیلی
علی جلیلی (۹ مرداد ۲۵۳۴ – ۲۷ مهر ۲۵۸۱)
علی جلیلی، متولد ۹ مرداد ۲۵۳۴، مهندس، مدیر هنرستان دولتی کار و دانش «شهید برادران مظفر» در منطقه ۴ آموزش و پرورش تهران و پدری دلسوز و شناختهشده میان دانشآموزانش بود. او در مجیدیه تهران زندگی میکرد و به گفته شاگردان و همکارانش، مدیری مهربان و مسئولیتپذیر بود که بهویژه به دانشآموزان کمبرخوردار توجه زیادی داشت و در دوران کنکور تا جایی که میتوانست به آنها کمک میکرد.
با آغاز اعتراضات سراسری پس از کشتهشدن مهسا امینی در شهریور ۲۵۸۱ و همزمان با بازگشایی مدارس، بسیاری از دانشآموزان در نقاط مختلف ایران به اعتراضات پیوستند. علی جلیلی نیز، بنا بر روایت نزدیکان و گزارشهای منتشرشده، در کنار دانشآموزانش ایستاد و از آنان حمایت کرد. همین موضوع باعث شد که بارها از سوی اداره اطلاعات و حراست آموزش و پرورش احضار شود.
طبق روایتهای منتشرشده، مأموران امنیتی از او میخواستند نام دانشآموزانی را که در اعتراضات شرکت داشتند اعلام کند و تصاویر دوربینهای مداربسته مدرسه را برای شناسایی معترضان در اختیارشان بگذارد. اما علی جلیلی حاضر به همکاری نشد و از تحویل دادن دانشآموزانش خودداری کرد.
احضارهای پیاپی، تهدیدها، فشارهای امنیتی و آنچه خانواده و نهادهای صنفی از آن بهعنوان «شکنجه روانی» یاد کردهاند، ماهها ادامه داشت. سرانجام در روز ۲۷ مهر ۲۵۸۱، او بار دیگر به حراست احضار شد. گفته میشود پس از بازگشت به مدرسه حال جسمیاش بهشدت وخیم شد؛ دچار سرفههای شدید شد و حدود یک ساعت بعد، زمانی که به خانه رسید، وضعیتش بدتر شد و بر اثر ایست قلبی جان باخت.
«شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران» اعلام کرد که مرگ علی جلیلی در پی فشارها و تهدیدهای مداوم نهادهای امنیتی و حراستی رخ داده است. خانواده و نزدیکانش نیز مرگ او را ناگهانی، مشکوک و نتیجه مستقیم فشارهای شدید روانی توصیف کردند.
پس از جانباختن او، به گفته خانواده، نیروهای امنیتی محدودیتهای گستردهای برای برگزاری مراسم اعمال کردند. حتی زمانی که خانواده برای انتقال پیکر او درخواست کمک کردند، آمبولانسی به خانه فرستاده نشد. همچنین گفته شده که خانواده تحت فشار قرار گرفتند تا درباره جزئیات مرگ او سکوت کنند و اجازه برگزاری مراسم آزادانه را نداشتند.
پیکر علی جلیلی روز ۲۸ مهر ۲۵۸۱، در فضایی شدیداً امنیتی، در یکی از آرامستانهای بابل در استان مازندران به خاک سپرده شد.
مرگ او در میان معلمان، دانشآموزان و فعالان صنفی بازتاب گستردهای داشت. بسیاری از همکارانش او را مدیری شریف و انسانی میدانستند که حاضر نشد دانشآموزانش را تسلیم نهادهای امنیتی کند؛ تصمیمی که به گفته نزدیکانش، فشار سنگینی بر او وارد کرد.
دختر علی جلیلی در نخستین سالگرد درگذشت پدرش نوشت:
«یک سال است که قلب مهربانت از مهرورزی باز ایستاده و چشمانمان از دیدن لبخند امیدبخشت محروم ماندهاند. هنوز رفتن ناگهانی و مبهمت را باور نکردهایم. اما نام نیک و خاطراتی که از تو باقی مانده، برای ما تسلیبخش است.»
نام علی جلیلی بعدها در کنار شماری از معلمان و فرهنگیانی قرار گرفت که در جریان اعتراضات ۲۵۸۱، بازداشت، احضار، تهدید یا جانباخته شدند؛ معلمانی که به دلیل همراهی با دانشآموزان یا فعالیتهای صنفی، تحت فشار شدید نهادهای امنیتی قرار گرفتند.