یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
اسماعیل مولودی
اسماعیل مولودی (۷ مرداد ۲۵۴۶ – ۴ آبان ۲۵۸۱)
اسماعیل مولودی، معروف به «سمکو»، متولد ۷ مرداد ۲۵۴۶ در مهاباد بود؛ مردی پرانرژی، خوشرو و محبوب که با شغل آزاد زندگی میکرد و پدر دختری خردسال به نام دالیا بود. خانواده و نزدیکانش او را انسانی مثبتاندیش، شاداب و بیباک توصیف کردهاند؛ کسی که مانند بسیاری از جوانان کردستان، در اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» حضور داشت و به آیندهای آزادتر امید داشت.
چهارم آبان ۲۵۸۱، همزمان با برگزاری مراسم چهلم ژینا (مهسا) امینی در سقز، موج گستردهای از اعتراضات سراسر کردستان را فرا گرفت. آن شب، مهاباد نیز صحنه حضور هزاران معترضی بود که با شعار «ژن، ژیان، ئازادی» در خیابانها تجمع کرده بودند. نیروهای نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی از همان ساعات ابتدایی شب، با گلولههای جنگی و سلاحهای دوربیندار به سمت مردم شلیک کردند.
سمکو مولودی در جریان همین اعتراضات، حدود ساعت ۹ تا ۹:۳۰ شب، هدف گلوله سلاح قناسه قرار گرفت. بنا بر روایت خانواده و منابع نزدیک، گلوله از سمت راست قفسه سینه یا زیر بغل او وارد شد و از سمت دیگر بدنش خارج شد؛ شلیکی مستقیم و هدفمند که باعث خونریزی شدید داخلی شد. او را به سرعت به بیمارستان خمینی مهاباد رساندند، اما دقایقی بعد جان باخت.
پس از کشته شدن سمکو، فضای شهر به شدت ملتهب شد. همزمان با انتقال پیکر او به بیمارستان، نیروهای امنیتی تلاش کردند جسد را مخفیانه منتقل و شبانه دفن کنند. اما خانواده و بستگانش، با کمک مردم، پیکر خونآلود او را از بیمارستان خارج کردند و برای غسل و نگهداری به مسجد «ماموستا خضر گمرک» بردند. صدها نفر تا صبح در اطراف مسجد ماندند و نگهبانی دادند تا نیروهای حکومتی نتوانند پیکر او را بربایند؛ اقدامی که بهگفته خانواده، به دلیل سابقه ربودن اجساد جانباختگان اعتراضات انجام شد.
در همان ساعات اولیه پس از مرگ سمکو، فشار و تهدید نهادهای امنیتی علیه خانواده آغاز شد. پدر، برادر و عموهای او بارها به اداره اطلاعات احضار شدند و تحت فشار قرار گرفتند تا پیکر را همان شب و بدون مراسم دفن کنند. اما پدر سمکو ایستادگی کرد و گفت: «مردم مرا میشناسند، من چنین کاری نمیکنم.» او حاضر نشد در برابر تهدیدها تسلیم شود.
مقامهای امنیتی همچنین تلاش کردند مسئولیت قتل را به احزاب کُرد مخالف حکومت نسبت دهند و به پدر سمکو گفتند فرزندش با گلوله نیروهای کومله و دموکرات کشته شده است. اما پدر او در پاسخ گفت: «گلوله از سمت پاسگاه شما شلیک شده؛ نیروهای کومله و دموکرات در پاسگاه شما چه میکنند؟ این حرفها را نه ما باور میکنیم و نه مردم.»
صبح پنجم آبان ۲۵۸۱، مراسم خاکسپاری سمکو مولودی با حضور گسترده مردم مهاباد برگزار شد. هزاران نفر در این مراسم شرکت کردند و شعارهای ضدحکومتی سر دادند. مردم نام سمکو را فریاد میزدند و او را نماد مقاومت و آزادیخواهی میدانستند.
یکی از تلخترین تصاویر آن روز، حضور دختر خردسال سمکو بر مزار پدرش بود. دالیا، در حالی که تصویر پدرش را میبوسید و گل بر مزار او میگذاشت، گفت: «هرگز قاتل پدرم را نمیبخشم.» این جمله کوتاه، به یکی از ماندگارترین صداهای دادخواهی در اعتراضات تبدیل شد.
پس از مراسم خاکسپاری، خشم مردم مهاباد شدت گرفت. معترضان در واکنش به کشته شدن سمکو و دیگر جانباختگان، به سمت ساختمانهای حکومتی حرکت کردند. فرمانداری مهاباد، کلانتری ۱۱، ساختمان کمیته امداد و برخی مراکز وابسته به حکومت هدف اعتراضات قرار گرفتند و بخشهایی از آنها به آتش کشیده شد. نیروهای امنیتی نیز با شدت بیشتری به مردم شلیک کردند و دهها نفر دیگر زخمی یا کشته شدند.
در روزها و ماههای بعد، فشارهای امنیتی بر خانواده مولودی ادامه یافت. خانواده برای جلوگیری از برگزاری مراسم یادبود، بارها تهدید و احضار شدند. حتی از آنان خواسته شد صفحات مجازی مربوط به سمکو را حذف کنند و در برابر دریافت «دیه»، از پیگیری دادخواهی صرفنظر کنند؛ پیشنهادی که خانواده نپذیرفتند.
نام او همچنان در حافظه مردم مهاباد و جنبش «زن، زندگی، آزادی» زنده است؛ مردی که در ۳۵ سالگی، در خیابانهای شهرش با گلوله نیروهای حکومتی کشته شد و به یکی از نمادهای دادخواهی و مقاومت در کردستان تبدیل شد.