یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
محمدکیوان درویشی
محمدکیوان درویشی (۲۹ آبان ۲۵۳۹ – ۴ آبان ۲۵۸۱)
محمدکیوان درویشی، متولد ۲۹ آبان ۲۵۳۹، کارگری ۴۲ ساله و اهل سنندج بود؛ مردی که در روزهای خیزش سراسری «زن، زندگی، آزادی» تصمیم گرفت تنها نظارهگر نباشد و در کنار مردم شهرش بایستد.
در روزهای منتهی به چهلم مهسا امینی، سنندج به یکی از کانونهای اصلی اعتراضات تبدیل شده بود. شامگاه ۴ آبان ۲۵۸۱، خیابانها و محلههای مختلف شهر صحنه اعتراض جوانانی بود که علیه حکومت شعار میدادند. صدای «مرگ بر دیکتاتور» در سراسر شهر شنیده میشد و نیروهای حکومتی با حضور گسترده و شلیک مستقیم، تلاش میکردند اعتراضات را سرکوب کنند. در آن شب، صدای تیراندازی تا صبح در شهر ادامه داشت و شمار زیادی از معترضان زخمی یا کشته شدند.
محمدکیوان درویشی نیز آن شب در محله «کمربندی ۲۵» در میان معترضان حضور داشت. او همراه دیگر جوانان شهر در برابر نیروهای سرکوب ایستاده بود. در جریان درگیریها، گلولههای ساچمهای نیروهای حکومتی به نقاط حساس بدنش اصابت کرد و به شدت زخمی شد.
او با بدنی خونین خود را به خانه رساند، اما برای آنکه مادر سالخوردهاش نگران نشود، به اتاقش رفت و در را بست. شدت خونریزی و جراحات به حدی بود که پیش از طلوع آفتاب جان خود را از دست داد. صبح روز ۴ آبان، مادرش با پیکر غرق در خون فرزندش روبهرو شد.
سه روز پیش از کشته شدن، محمدکیوان درویشی در نامهای نوشته بود:
«خدایا، من از تو مرگ با عزت طلب میکنم. کمکم کن تا بتوانم حق این مردم بیگناه را بگیرم. من نمیتوانم فقط نظارهگر باشم…»
فعالان حقوق بشر روایت کردهاند که او آگاهانه به اعتراضات پیوسته بود و باور داشت در برابر ظلم نمیتواند سکوت کند. پس از کشته شدنش نیز نهادهای امنیتی خانواده او را تحت فشار قرار دادند تا درباره مرگش با رسانهها گفتوگو نکنند.
بر اساس گزارش سازمان حقوق بشری ههنگاو، شامگاه چهارشنبه ۴ آبان ۲۵۸۱، نیروهای حکومتی در بسیاری از محلههای سنندج با سلاح جنگی به سوی مردم تیراندازی کردند. در محله کمربندی ۲۵، محمدکیوان درویشی و محمد شریعتی هدف شلیک مستقیم قرار گرفتند و جان باختند. در همان شب، محمد لطفالهی نیز در محله نایسر سنندج کشته شد.
گزارشها حاکی از آن است که پیکر این جانباختگان تحت فشار نیروهای امنیتی و بدون برگزاری مراسم عمومی، شبانه به خاک سپرده شد. همچنین در گواهی فوت محمدکیوان درویشی، علت مرگ «ایست قلبی» اعلام شد؛ در حالی که او بر اثر اصابت گلولههای ساچمهای جان خود را از دست داده بود.
نام محمدکیوان درویشی در کنار بسیاری از جانباختگان خیزش ۲۵۸۱ باقی ماند؛ کارگری از سنندج که تصمیم گرفت در برابر سرکوب سکوت نکند و جانش را در راه آرمان آزادی از دست داد.
در هفتههای بعد، فرهاد پوریاری، هنرمند اهل کردستان، تندیسی شنی از چهره محمدکیوان درویشی ساخت؛ اثری برای زنده نگه داشتن یاد مردی که «نظارهگر نماند و به میدان رفت».