یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
محمد (سعید) انوشنیا
محمد (سعید) انوشنیا (۱۷ تير ۲۵۵۰ – ۲۳ مهر ۲۵۸۱)
محمد (سعید) انوشنیا، جوان ۳۱ ساله اهل رشت، در مهرماه ۲۵۸۱ روزهایی را سپری میکرد که فضای ایران همزمان با اعتراضات سراسری، ملتهب و پرتنش بود. او در اداره بازرسی تاکسیرانی رشت کار میکرد و طبق روایت خانواده و نزدیکانش، به دلیل یک پرونده مالی و بدهی، دوران محکومیت خود را در زندان لاکان رشت میگذراند. گفته شده بود که تنها یک هفته تا آزادیاش باقی مانده و قرار بود در پایان همان هفته از زندان خارج شود؛ امیدی که او و خانوادهاش چشمانتظارش بودند.
ظهر روز ۱۷ مهر ۲۵۸۱، همزمان با ناآرامیها و اعتراضات در زندان لاکان رشت، شرایط به سرعت تغییر کرد. بر اساس روایتهای منتشرشده، درگیریهایی در داخل زندان شکل گرفت و برخی زندانیان نسبت به برخورد با بازداشتشدگان اعتراض کردند. محمد نیز در میان معترضان حضور داشت و به آنچه در حال وقوع بود اعتراض کرد.
در ادامه، فضای زندان به شدت متشنج شد. گزارشها حاکی از استفاده از گاز اشکآور و سپس شلیک مستقیم به سمت زندانیان است. بنا بر روایت خانواده، نزدیکان و منابع منتشرشده، محمد انوشنیا در جریان این وقایع هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. درباره تعداد و محل اصابت گلولهها روایتهای متفاوتی منتشر شده است، اما نزدیکان او گفتهاند که آثار اصابت گلوله در ناحیه پشت بدنش دیده میشد.
اندوه خانواده محمد تنها به خبر کشته شدن او ختم نشد. به گفته مادرش، پیکر فرزندش به خانواده تحویل داده نشد و مسئولان خودشان مراحل خاکسپاری را انجام دادند. خانواده تنها توانستند در آخرین لحظه، برای خداحافظی، چهره او را ببینند. اجازه برگزاری مراسم عمومی نیز به آنان داده نشد.
محمد جوانی بود که تنها چند روز با بازگشت به خانه فاصله داشت؛ چند روز تا دیدن دوباره مادر، خانواده و آغاز دوباره زندگی. اما آن فاصله کوتاه هرگز به پایان نرسید. نام او پس از آن روز، در کنار دیگر جانباختگان وقایع زندان لاکان رشت و حوادث مهر ۲۵۸۱ ثبت شد و یاد او همچنان در ذهن و خاطره کسانی که دوستش داشتند زنده مانده است.