یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
محمدجواد زاهدی
محمدجواد زاهدی ( ۶ شهریور ۲۵۶۱ – ۱۸ مهرماه ۲۵۸۱)
محمدجواد زاهدی ساروی در ۶ شهریور ۲۵۶۱ در شهر ساری به دنیا آمد. او فرزند محمدرضا زاهدی و مهسا یزدانی بود و در خانوادهای پنجنفره همراه با دو خواهرش رشد کرد.
زاهدی پس از تحصیل در رشته نقشهکشی ساختمان موفق به دریافت دیپلم شد و قصد ادامه تحصیل در دانشگاه را داشت، اما سانحه رانندگی حدود یک سال قبل از فوتش مانع ورود او به دانشگاه شد و مدتی صرف بهبود وضعیت جسمانی خود کرد.
وقایع روز مرگ
در روز ۳۰ شهریور ۲۵۸۱، محمدجواد برای تهیه دارو به داروخانهای در خیابان انقلاب ساری رفت؛ خیابانی که آن زمان محل تجمع مردم معترض بود. هنگام بازگشت، در حوالی چهارراه برق، از پشت هدف تیراندازی قرار گرفت و ۹۶ ساچمه در بدن او اصابت کرد.
شاهدان روایت کردند که مسیر خیابان بسته بود و رسیدن آمبولانس و خدمات پزشکی به او امکانپذیر نبود. دوستان و خانوادهاش تلاش کردند او را به مکان امن منتقل کنند، اما زخمها شدید و کشنده بودند. محمدجواد پس از انتقال به بیمارستانی در قائمشهر، چند ساعت بعد جان خود را از دست داد.
خاکسپاری
پیکر محمدجواد دو روز بعد به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری او در آرامگاه ولشکلا در ساری برگزار شد. گفته میشود که خانواده برای تحویل جنازه تعهدی مبنی بر عدم اظهارنظر عمومی ارائه کردند، اما برخی منابع غیررسمی گزارش کردند که خانواده تمایل داشت جزئیات حادثه روشن باقی بماند.
پیامدهای خانوادگی و فشارها
مهسا یزدانی، مادر محمدجواد، پس از مرگ فرزندش با فشارهای امنیتی و قضایی مواجه شد. او در تاریخهای مختلف بازداشت و احضار شد و به دلیل دادخواهی برای فرزندش، از سوی دادگاه انقلاب ساری به ۱۳ سال حبس محکوم شد که در دادگاه تجدیدنظر با اعمال ماده ۱۳۴ به ۵ سال حبس قابل اجرا کاهش یافت.
وقتی محمدم را کشتید، یک سال زمین خوردم و دوباره ایستادم. برای محمدم و بچههایم ایستادهام تا پایان.
گزارشها نشان میدهند که حکومت تلاش داشته نام محمدجواد را به عنوان «شهید» رسمی ثبت کند و عامل تیراندازی را به عنوان «منافق» معرفی نماید. همچنین سازمان عفو بینالملل گزارش داده است که نیروهای امنیتی استان مازندران دستور «برخورد بدون رحم و در حد مرگ» با معترضان را دریافت کرده بودند.
یاد و میراث
محمدجواد زاهدی، هنوز پس از جشن تولد ۲۰ سالگیاش، به عنوان یکی از قربانیان خیزش مردمی ۲۵۸۱ ایران، جان خود را از دست داد. نام او و هزاران نفر دیگر، همچون فریادی علیه ظلم و سرکوب باقی مانده است. خانواده و هموطنان او بر این باورند که خون این جانباختگان پیام واضحی دارد:
راه آزادی ادامه دارد و سکوت یعنی تکرار جنایت.