یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
نیکا شاکرمی
نیکا شاکرمی (۱۰ مهر ۲۵۶۴ - ۲۹ شهریور ۲۵۸۱)
نیکا شاکرمی یکی از معترضان نوجوان شرکتکننده در خیزش ۲۵۸۱ ایران بود که توسط نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی شکنجه و به قتل رسید. بر اساس فیلمهای ضبط شده در ۲۹ شهریور، شاکرمی بدون هیچ ترسی در خط مقدم اعتراضات حضور بسیار فعالی مانند روسریسوزان و شعاردادن داشتهاست. از این رو با شروع سرکوب، نیروهای امنیتی بهطور جدی در همان شب به دنبال دستگیری او بودهاند. در آخرین تماس گفته بود ماموران در بلوار کشاورز تهران به دنبالش هستند و پس از آن مفقود شد. آخرین تصویر موجود از شاکرمی، نشان میدهد که او در حال مخفیشدن بین خودروها است تا مأموران نتوانند او را دستگیر کنند. به گفته شاهدان، مدت کمی پس از این لحظه، در نهایت دستگیر و در یک ون پلیس دیده میشود. پس از ۱۰ روز پیکر آسیبدیده او در کهریزک توسط خانوادهاش شناسایی شد. پیکر او توسط مأموران امنیتی دزدیده و مخفیانه به خاک سپرده شد.
برخی منابع معتبر، به دلیل وجود رد بخیه و کالبد شکافی در بدن شاکرمی احتمال تجاوز جنسی و سرقت اعضای داخلی بدن او توسط نیروهای جمهوری اسلامی را مطرح کردهاند. سازمان حقوق بشر ایران، علی خامنهای را مسئول قتل او دانستهاست.
زندگینامه
نیکا شاکرمی متولد ۱۰ مهر ۲۵۶۴ در خرمآباد بود و اصالتی لُر داشت. او به هنر علاقه داشت و در تهران در هنرستان تحصیل میکرد و در کافهای مشغول به کار بود. همکلاسی او دربارهٔ نیکا چنین گفتهاست: «نیکا شاکرمی برونگرا بود و اهل آشتی» پدر و مادر نیکا هر دو اهل خرمآباد بودند، شغل پدرش پیمانکاری بود، مادرش نسرین شاکرمی هنرمند و خانهدار است. همچنین او یک خواهر بزرگتر به نام آیدا دارد. پدر نیکا در سال ۲۵۷۲ درحالی که او ۸ ساله بود درگذشت، مادر او پس از درگذشت همسرش برای نزدیک بودن به خانواده پدریاش با فرزندانش به فردیس کرج مهاجرت کرد. نیکا تا سال قبل از به قتل رسیدنش در فردیس زندگی میکرد که برای تحصیل به تهران مهاجرت کرد. به گفته نزدیکان نیکا، وی هنرمندی مهربان بود که چندین هنر و مهارت داشت و در نقاشی از مهارت ویژهای برخوردار بود.
کشتن شدن
نیکا شاکرمی ۲۹ شهریور ۲۵۸۱ در بلوار کشاورز تهران مفقود شد. ۷ مهر ۲۵۸۱ جسد او در کهریزک توسط خانوادهاش شناسایی شد. او در آخرین تماسش گفته بود در حال فرار از دست مأموران است. خانواده او از شب سهشنبه ۲۹ شهریور تمام زندانها، بازداشتگاهها، ادارات پلیس امنیت و بیمارستانها را به دنبالش گشته بودند. او در حالی مفقود شده بود که شناسنامهاش در کوله پشتیاش بود. نیکا تا حوالی ساعت ۷ صبح ۳۰ شهریور در دسترس بوده و بعد از آن موبایلش خاموش بودهاست.
خانواده شاکرمی ۷ مهر هنگام تکمیل پرونده مفقودی او به پلیس امنیت مراجعه کرده بودند. در آنجا به آنها گفته شده پیکری پیدا شده که با مشخصات او همخوان است و برای شناسایی بیایید. در کهریزک هنگام شناسایی فقط صورت او را به آنها نشان دادند و اجازه دیدن پیکر را به خانواده ندادند. آتش شاکرمی، خاله او گفت: «علت فوت نیکا را سقوط از بلندی اعلام کردند اما برادرم مطابق تصاویری که به آنها نشان داده شده گفتهاست شکل قرار گرفتن پیکر روی پیادهرو عادی نبود و به نظر نمیآمد که از بلندی پرت شده باشد. صبح که برای تحویل پیکر رفتند دیدند دماغش منهدم شده و جمجمه و پیشانیاش از ضربههای متعدد جسم سخت و جای باتون شکسته و متلاشی است.» نیکا را از روی نشان مادرزادیاش شناختند.
حسابهای تلگرام و اینستاگرام شاکرمی در شبی که تلفن همراهش خاموش بوده و مفقود شده بود پاک شدهاست.
شرح های شاهدان
گزارشهای مستقل حاکی از آن است که پیکر نیکا در حالی تحویل خانوادهاش شد که صورتش بر اثر ضربات باتوم، لِه شده و از بین رفته بودهاست. همچنین یک منبع آگاه پیشتر به رادیو زمانه و دوستان او گفتند که نیکا شاکرمی سهشنبه شب ۲۹ شهریور، در تقاطع بلوار کشاورز و خیابان ۱۶ آذر در میان اعتراضها دیده شدهاست. افرادی که آخرین فیلمها و لحظات نیکا را در خیابان دیدهاند در مصاحبه با سیانان، اعلام کردند که او پس از تعقیب و گریز، توسط چندین نیروی لباس شخصی دستگیر شدهاست.
نسرین شاکرمی مادر نیکا
نسرین شاکرمی، مادر نیکا شاکرمی، در ویدئویی که رادیو فردا پخش کرد مرگ دخترش را «جنایت» خواند و گفت که تحت فشار بوده تا اعتراف تلویزیونی کند و از صحبتهای اجباری او، مرگ نیکا را «خودکشی» نشان دهند. او در رد ادعای حکومت مبنی بر سقوط او از ارتفاع گفت: «من خودم بارها بدن دخترم را پس از تحویل گرفتن جسد او رؤیت کردم و تمام بدن او کاملاً سالم بود و هیچ شکستگی و کبودی در دست و پاهای او نبود. یک ضربه خیلی شدید خورده بود و جمجمهاش به تو رفته بود و فکش شکسته شده بود.»
نسرین شاکرمی در یک مصاحبه اختصاصی با تلویزیون ایران اینترنشنال که عصر پنجشنبه ۱۴ مهر ۲۵۸۱ پخش شد، گفت که روزهای اول پس از ناپدید شدن دخترش در اعتراضات، دستگاههای ذیربط از جمله زندان اوین و کهریزک به آنها برای ثبت درخواستشان دربارهٔ ناپدیدشدن نیکا اهمیتی نمیدادند و پس از یک هفته تقاضای آنها را ثبت کردند. او افزود: «خانوادههایی که به دلیل بیاطلاعی از فرزندانشان به زندان اوین مراجعه کرده بودند را کتک زدند.» او تأکید کرد بر این باور است که نیکا روز ۲۹ شهریور در تظاهرات کشته و جسد او همان روز به سردخانه کهریزک تحویل داده شدهاست و افزود جسد دخترش را صبح روز پس از کشته شدن به مکان دیگری منتقل و از او عکس گرفتند.
مادر او همچنین ادعاهای ضد و نقیض مقامهای جمهوری اسلامی دربارهٔ کشته شدن دخترش را وقیحانه خواند و گفت: «هر کدام از آنها یک حرفی و هر چه دلشان میخواهد میگویند. بار اولشان نیست که حقیقت را کتمان میکنند.»
شرح های حکومتی
دادستان تهران شامگاه دوشنبه ۱۱ مهر از تشکیل پرونده قضایی در دادسرای جرایم جنایی برای بررسی علت فوت نیکا شاکرمی خبر داد. خبرگزاری تسنیم، وابسته به سپاه پاسداران گزارش داد که هشت نفر در رابطه با جان باختن نیکا شاکرمی بازداشت شدهاند. حکومت ایران در اینباره سعی کرد ابتدا قتل نیکا توسط نیروهای امنیتی را با اعترافگیری اجباری از نزدیکان او و سناریوپردازیهای متعدد انکار کند. مادر نیکا شاکرمی روایت جمهوری اسلامی از مرگ دخترش را «دروغ و سناریوپردازی» خواند. او همچنین در ادامه گفت که از «دروغهای مسخره و کریه و بیپایه» دستگاههای امنیتی و این که خواهر و برادرش را مجبور کردهاند تا سناریوهای حکومتی را تکرار کنند؛ شوکه است.
سند شهرداری تهران
بر اساس سند منتشر شده از شهرداری تهران، شهرداری تهران در نامهای خطاب به آرامستان خرمآباد علت مرگ نیکا شاکرمی را «صدمات متعدد ناشی از اصابت جسم سخت» عنوان کردهاست.
تلویزیون حکومتی ایران
صدا و سیمای جمهوری اسلامی، تلویزیون حکومتی ایران، در برنامهای که در آن آتش شاکرمی و محسن شاکرمی، خاله و دایی نیکا، هم حضور دارند؛ روایتی از مرگ نیکا شاکرمی ارائه کرد که نیروهای امنیتی را تبرئه میکند. به گفته بیبیسی فارسی یک منبع نزدیک به خانواده نیکا شاکرمی به این شبکه گفتهاست خاله و دایی او برای اعتراف تلویزیونی تحت فشار سنگین دستگاههای امنیتی بوده و تهدید شدهاند.
خاکسپاری
درحالیکه که قرار بود پیکر نیکا در قبرستان صالحین شهر خرمآباد به خاک سپرده شود، مأموران امنیتی پیکر او را از غسالخانه شهر خرمآباد رُبودند و در روز ۱۱ مهر در روستایی دورافتاده به نام حیاتالغیب در ۴۰ کیلومتری خرمآباد، در آرامستانی به همین نام، به خاک سپردند. خاکسپاری او با حضور دستکم ۷۰ تا ۸۰ مأمور امنیتی مسلح و بدون حضور اعضای خانواده انجام شد. دو فرد فامیل نیکا هم که پس از اطلاع از ربودهشدن پیکر خواهرزادهشان بهدست مأموران امنیتی به این روستا رفتند بعد از خاکسپاری بازداشت شدند. خاله نیکا شاکرمی در توییتی برای اطلاعرسانی خاکسپاری نیکا چنین نوشت: «شنبه نهم مهر، پیکر نیکا را تحویل گرفتیم. یکشنبه دهم مهر، پیکرش را به خرمآباد منتقل میکنیم، و دوشنبه بعداز ظهر، او را در گورستان صالحین خرمآباد به خاک میسپاریم. دعوتید به آخرین تولد نیکا؛ نیکایی که دیگر نیست و همیشه هست؛ باشد که از مرگ نیکای دلیر، هزاران هزار نیکای دلیر به دنیا بیاید.»
در شبکههای اجتماعی ویدئوهایی منتشر شدهاست که مردم خرمآباد برای خاکسپاری نیکا تجمع کرده و علیه حکومت شعار میدهند همزمان مأموران امنیتی بهسوی آنها شلیک میکنند. خاله نیکا شاکرمی، تصویری از سنگ قبر او منتشر کرده که روی آن نوشته: «به خون جگر زادمت، به مام وطن دادمت.»
مراسم چهلم
به رغم تدابیر امنیتی مراسم چهلم نیکا در ۵ آبان ۲۵۸۱ با حضور جمعیت زیادی از مردم در گورستان حیات الغیب در نزدیکی خرمآباد برگزار شد. این مراسم به صحنه اعتراضات ضد حکومتی تبدیل و نیروهای امنیتی برای متفرق کردن جمعیت از گاز اشکآور استفاده کردند. مادر نیکا شاکرمی در مراسم سخنرانی کرد و در میان صحبتهای او، حاضران شعار «خامنهای قاتله، ولایتش باطله»، «این همه سال جنایت، مرگ بر این ولایت» سر دادند. شماری از زنان شرکتکننده در این مراسم حجاب خود را از سر درآوردند.
دستگیری نزدیکان
آتش شاکرمی و محسن شاکرمی، خاله و دایی او، توسط مأموران امنیتی بازداشت شدند. همچنین به گفته یکی از منابع، مأموران امنیتی خانواده شاکرمی را تهدید کردند که در صورت عدم سکوت، آتش شاکرمی را نیز خواهند کشت.خانواده شاکرمی برای اعتراف اجباری زیر فشار و تهدیدهای امنیتی قرار گرفت. بستگان نیکا شاکرمی تهدید شدند که باید در مصاحبه با رسانههای حکومتی تأیید کنند که او در تظاهرات حضور نداشته و از بالای یک ساختمان سقوط کردهاست.
واکنشها
قتل شاکرمی و پیدا شدن جسد او واکنشهای فراوانی در پی داشت. در واکنش به مرگ او و ابهامات چگونگی کشتهشدن او از #نیکا_شاکرمی در توئیتر تا ۱۴ مهر ۲۵۸۱ ، ۲ میلیون بار استفاده شد و این هشتگ ترند شد. سازمان حقوق بشر ایران در ۱۴ مهر ۲۵۸۱ با انتشار بیانیهای اعلام کرد: «ادعای پر از تناقض مقامهای جمهوری اسلامی دربارهٔ نحوه کشتهشدن نیکا شاکرمی که بر مبنای پخش فیلمهای مُقطّع و ناقص همراه با اعتراف تلویزیونی نزدیکان او، تحت فشارهای امنیتی مطرح شده، پذیرفتنی نیست.» سیامند معینی، ریاست مشترک حزب حیات آزاد کردستان قتل جوانانی مانند شاکرمی را یک جنایت و استهزا و بیاحترامی فراوانی به مردم لرستان دانست و از مردم لر خواست تا از یاد و خاطرهٔ نیکا صیانت کنند. علی کریمی، بازیکن سابق فوتبال ایران، نوشت: «نیکای عزیزم، همه مردم ایران از طرز کشته شدنت خجالتزده هستند. روحت شاد دخترم.» غلامرضا محمدی، سرمربی پیشین تیم ملی کشتی ایران نوشت: «پیکر بیجان و آسیبدیده نوجوان ۱۷ ساله، پس از هشت روز به خانوادهاش تحویل داده شد.» مریم دهکردی، روزنامهنگار و فعال حقوق زنان گفت: «پیکر نیکا را دزدیدند و در یک محل دیگر بدون حضور خانواده دفن کردند.» شادی امین جایزه بینالمللی «پدیداری لزبینها» را به نیکا شاکرمی تقدیم کرد. امین در سخنرانیاش به اعتراضهای ایران اشاره کرد و گفت: «نیکا یکی از صدها و حتی هزاران اعضای جامعه الجیبیتی بود که زندگیشان را برای پیروزی این انقلاب به خطر میاندازند. تصاویر دوستیهایشان، ویدیوهای کلامشان و عکسها و پستهای شبکههای اجتماعیشان، ما را به سوی عشق همجنسخواهانه و زندگی کوییر آنها رهنمون میشود.» اما خانوادهٔ شاکرمی، از جمله آتش شاکرمی خاله او و آیدا شاکرمی خواهر او ادعای امین را رد کردند و گفتند او دگرجنسگرا و «در ابتدای راه تجربههای زیستی و کشف هویت جنسیاش بودهاست.»
سروش شفیغیان
شاعرسروش شفیغیان پس از دیدار از مزار نیکا شاکرمی این بیت را سرود:
دست خالی آمدم اینجا ولی وقت وداع
پنجه در خاکت زدم، مشتی شرف برداشتم!