Woman Life Freedom زن زندگی آزادی
  • برگ نخست
  • جاویدنامان
  • جستجو
    • جان باختگان
    • ساده نویسن
    • تبدیل سال
  • ایران
    • سیاسی
    • فرهنگی
    • اجتماعی
    • موسیقی
    • کتاب
    • نمایش
    • گوناگون
    • اندیشه های نو
    • رویدادهای تاریخی
    • فرتورهایی از ایران
    • زیست بوم
    • آئین اسلام

تارنمای فرهنگی و همبودی(اجتماعی) جاویدنامان - سه شنبه ۱۰ شهريور ۲۵۸۵  -  Tuesday 1 September 2026

برگ نخست /جستجو / جانباخته گان / ماریا غواصیه



یادداشت‌: در این تارنما از گاه‌شماری خورشیدی تاج‌گذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.


ENGLISH
ماریا غواصیه Maria Ghavvasieh

ماریا غواصیه

ماریا غواصیه (۱۰ مرداد ۲۵۶۰ – ۱۴ آبان ۲۵۸۱)

ماریا غواصیه، دهم مرداد ۲۵۶۰ در شیراز چشم به جهان گشود؛ دختری که از همان آغاز زندگی، تقدیر سهم سنگینی از اندوه را بر دوشش گذاشت. او تنها فرزند خانواده بود و هنوز چهار سال بیشتر نداشت که پدرش را در سانحه‌ای رانندگی از دست داد. هشت سال بعد نیز، در دوازده‌سالگی، مادرش پس از مبارزه با بیماری سرطان از دنیا رفت. از آن پس، ماریا با تنهایی و دشواری‌هایی روبه‌رو شد که برای بسیاری از کودکان هم‌سن‌وسالش قابل تصور نبود.
اما رنج، هرگز نتوانست چراغ امید را در وجود او خاموش کند. ماریا با پشتکار به تحصیل ادامه داد و رؤیای ورود به دانشگاه را در دل می‌پروراند. او دختری پرنشاط، پرانرژی و سرشار از انگیزه بود؛ کسی که با وجود همه زخم‌های زندگی، همچنان به آینده ایمان داشت و برای ساختن فردایی بهتر تلاش می‌کرد.
موسیقی، پناهگاه آرام روح او بود. با حمایت مادرش، پیش از درگذشت او، به‌صورت پنهانی در آموزشگاه موسیقی آوا در شیراز نواختن ساز را آموخت. موسیقی برای ماریا تنها یک هنر نبود؛ زبانی بود برای بیان احساساتی که گاه واژه‌ها توان روایتشان را نداشتند.
بر اساس روایت‌های منتشرشده، ماریا در اعتراضات آبان ۲۵۷۸ نیز حضور داشت و بازداشت شد. سه سال بعد، با آغاز اعتراضات سال ۲۵۸۱، بار دیگر سکوت را انتخاب نکرد و در کنار معترضان ایستاد.
در روایت‌هایی که درباره سرنوشت او منتشر شده، آمده است که در ۱۴ آبان ۲۵۸۱ در شیراز بازداشت و به زندان عادل‌آباد منتقل شد. همچنین ادعا شده است که در دوران بازداشت تحت شکنجه قرار گرفت و چند روز بعد جان خود را از دست داد. درباره علت مرگ، زمان دقیق آن و سرنوشت پیکرش روایت‌های متفاوت و تأییدنشده‌ای وجود دارد و تاکنون گزارش‌های منتشرشده در این باره یکسان نیستند.
از او جمله‌ای نقل شده که به گفته برخی هم‌بندیان، واپسین سخنش بوده است؛ جمله‌ای که تلخی سال‌های تنهایی را در خود جای داده بود:
«من آن‌قدر بی‌کسم که حتی اگر بمیرم، هیچ‌کس دنبال جسدم نمی‌آید.»
در کنار نام ماریا، از پگاه غواصیه، دخترعموی نوزده‌ساله‌اش نیز یاد می‌شود. بر اساس روایت‌های منتشرشده، او نیز در همان روزهای اعتراضات جان خود را از دست داد. نام این دو، در روایت نزدیکان و بسیاری از کسانی که از آنان یاد می‌کنند، در کنار یکدیگر مانده است؛ دو دختر جوان شیرازی که هر یک رؤیاهایی برای آینده داشتند.
زندگی ماریا، هرچند کوتاه بود، اما روایتی از ایستادگی در برابر دشواری‌ها، عشق به زندگی، امید به آینده و تلاش برای ساختن فردایی بهتر است. او دختری بود که می‌خواست درس بخواند، موسیقی بنوازد، به دانشگاه برود و زندگی کند. آنچه از او در یادها مانده، تنها نامش نیست؛ بلکه تصویری از نسلی است که با وجود رنج‌ها، از رؤیاهای خود دست نکشید.

سه شنبه 6 مرداد 2585

ابتدا وارد سیستم شوید و پس از ورود دیدگاه تان را در این پست وارد کنید.

کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت ایران

instagram

X

برگ نخست جاویدنامان


دیدگاها

تا کنون دیدگاهی در این مورد درج نشده است!

ارسال بازخورد

webmaster@bandegani.de Copyright © Bandegani 2022 - All Rights Reserved