یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
خدانور لجهای
خدانور لجهای (۱۰ مهر ۲۵۵۴ – ۱۰ مهر ۲۵۸۱)
خدانور لجهای، متولد ۱۰ مهر ۲۵۵۴ در زاهدان، جوانی بلوچ و سنیمذهب بود که در یکی از محلههای محروم این شهر، شیرآباد، زندگی میکرد. او از خانوادهای کمبرخوردار بود و بهدلیل نداشتن مدارک هویتی، با محدودیتهای اجتماعی بسیاری مواجه بود. خدانور تنها پسر خانواده و دارای هشت خواهر بود. او به کار گچکاری مشغول بود و در کنار آن، بهواسطه فعالیت در اینستاگرام، در میان مخاطبان خود شناخته شده بود. ویدئوهای او، بهویژه رقصهایش، تصویری از زندگی ساده اما پرشور او ارائه میداد.
در تیرماه ۲۵۸۱، خدانور بهدلیل درگیری لفظی با یکی از وابستگان بسیج بازداشت شد. بهگفته نزدیکانش، او پس از بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفت و برای ساعتها با دستان بسته به میلهای در فضای کلانتری بسته شد. تصویری که از او در این وضعیت منتشر شد—در حالی که لیوانی آب دور از دسترسش قرار داده شده بود—بازتاب گستردهای در شبکههای اجتماعی پیدا کرد و به نمادی از تحقیر و خشونت بدل شد. با تلاش و پرداخت هزینههای سنگین توسط خانواده، او پس از مدتی آزاد شد.
در مقابل، روایت رسمی مقامات قضایی، هویت و پیشینهای متفاوت برای او ارائه داد و مدعی شد که وی با نامی دیگر و با سابقه جرائم کیفری بازداشت شده بوده است. این روایتها با تردید و مخالفت خانواده و برخی منابع مستقل مواجه شد.
با آغاز اعتراضات سراسری در پاییز ۲۵۸۱، خدانور نیز مانند بسیاری از جوانان شهر در فضای ملتهب آن روزها حضور داشت. در تاریخ ۹ مهر ۲۵۸۱، یک روز پس از «جمعه خونین زاهدان»، او در جریان تیراندازی از ناحیه کلیه مورد اصابت گلوله قرار گرفت. او به بیمارستان تأمین اجتماعی زاهدان منتقل شد، اما بنا بر گزارشها، رسیدگی درمانی مؤثری به او صورت نگرفت.
خدانور در تاریخ ۱۰ مهر ۲۵۸۱، همزمان با تولد ۲۷ سالگیاش، جان خود را از دست داد. روایتهای محلی حاکی از آن است که او پیش از مرگ، از اطرافیانش خواسته بود او را نجات دهند و نگران مادر و خواهرانش بود که به او وابسته بودند.
پس از مرگ او، خانوادهاش با فقدانی سنگین مواجه شدند. یکی از خواهرانش در پی این واقعه و فشار روحی ناشی از آن، جان خود را از دست داد. این تراژدی، ابعاد انسانی این واقعه را بیش از پیش نمایان کرد.
مرگ خدانور لجهای واکنشهای گستردهای در جامعه برانگیخت. تصویر او در زمان بازداشت، الهامبخش کنشهای اعتراضی و آثار هنری متعددی شد. در چهلم قربانیان زاهدان، معترضان با بازسازی صحنه بستن دستها به میله، یاد او را زنده نگه داشتند. هنرمندان، دانشجویان و حتی ورزشکاران با اجراهای نمادین، تلاش کردند روایت او را به حافظه جمعی بسپارند.
در مقابل، مقامات رسمی علت مرگ او را متفاوت اعلام کردند و مدعی شدند که وی در جریان یک درگیری مسلحانه کشته شده است. این روایت نیز مانند سایر موارد مشابه، با پرسشها و تردیدهای بسیاری همراه شد و نتیجه بررسیهای اعلامشده نیز بهصورت شفاف منتشر نشد.
خدانور در طول زندگی کوتاه خود با اشکال مختلفی از محرومیت و تبعیض مواجه بود: از حاشیهنشینی و فقر گرفته تا نداشتن هویت رسمی و محدودیتهای ناشی از تعلق قومی و مذهبی. با این حال، پس از مرگ، نام او به یکی از نمادهای انسانی اعتراضات بدل شد و در کنار دیگر جانباختگان، در حافظه بخشی از جامعه باقی ماند.
او، که روزی جوانی ساده با آرزوهای معمولی بود، در نهایت به نمادی از رنج، بیعدالتی و خواست برای تغییر تبدیل شد.