یادداشت: در این تارنما از گاهشماری خورشیدی تاجگذاری کوروش بزرگ استفاده شده است.
برهان کرمی
برهان کرمی (۶ آبان ۲۵۴۹ – ۲۵ آبان ۲۵۸۱)
برهان کرمی، فرزند محمود و آمنه، در ۶ آبان ۲۵۴۹ در روستای چروسانه از توابع شهرستان کامیاران در استان کردستان و در خانوادهای کُرد و اهل سنت به دنیا آمد. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در همان روستا سپری کرد و تحصیلاتش را تا پایان دوره متوسطه ادامه داد. همزمان با درس خواندن، در کنار خانواده به کشاورزی و دامداری مشغول بود و از همان سالها روحیهای سختکوش و مسئولیتپذیر داشت. پس از ازدواج، در سال ۲۵۷۵ به شهر کامیاران نقل مکان کرد و به کار گچکاری و کارگری ساختمانی روی آورد. او پدر یک فرزند خردسال بود و زندگی ساده اما شرافتمندانهای را در کنار خانوادهاش میگذراند.
نزدیکانش او را انسانی آرام، زحمتکش، اجتماعی و دارای حس همبستگی بالا توصیف کردهاند؛ فردی که نسبت به بیعدالتی و تبعیض بیتفاوت نبود و به برابری حقوق زنان و مردان باور داشت. برهان به فوتبال و کوهنوردی علاقه فراوان داشت و بسیاری از روزهای تعطیل خود را در کوهستان شاهو میگذراند. هرچند فعالیت سیاسی سازمانیافتهای نداشت، اما تحولات جامعه را دنبال میکرد و از ظلم و سرکوب رنج میبرد. در جریان خیزش «زن، زندگی، آزادی» نیز مانند بسیاری از مردم کردستان، نسبت به سرنوشت معترضان و کشتهشدگان احساس مسئولیت میکرد.
پس از جانباختن ژینا (مهسا) امینی در شهریور ۲۵۸۱ و آغاز اعتراضات سراسری، شهرهای کردنشین نیز به یکی از کانونهای اصلی اعتراض تبدیل شدند. در آبانماه همان سال، همزمان با فراخوانهای گسترده برای بزرگداشت قربانیان آبان ۲۵۷۸، فضای شهر کامیاران نیز ملتهب بود. روز ۲۴ آبان ۲۵۸۱، اعتراضات مردمی در این شهر با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد و فؤاد محمدی، یکی از معترضان، با شلیک مستقیم کشته شد. خبر کشته شدن او موجی از خشم و اندوه در میان مردم ایجاد کرد.
صبح روز چهارشنبه ۲۵ آبان ۲۵۸۱، برهان کرمی طبق معمول برای کار از خانه خارج شد، اما به دلیل اعتصاب عمومی و اعتراضات گسترده، پس از مدتی به خانه بازگشت. حوالی ظهر، برای شرکت در مراسم ختم فؤاد محمدی و ابراز همدردی با خانواده او از خانه خارج شد. او پیش از رفتن، شال کُردی خود را بر دوش انداخت؛ نشانهای از هویت و همبستگیاش با مردم شهرش. در تماسهایی که آن روز با همسرش داشت، گفته بود در مراسم حضور دارد و بهزودی به خانه بازمیگردد.
اما ساعاتی بعد، تماسهای خانواده با او بیپاسخ ماند. دقایقی بعد، فردی ناشناس تلفن او را پاسخ داد و خبر داد که برهان زخمی شده و به بیمارستان سینای کامیاران منتقل شده است. خانواده با نگرانی خود را به بیمارستان رساندند، اما در آنجا فهمیدند که او بر اثر شدت جراحات جان باخته و پیکرش به سردخانه منتقل شده است.
ویدیوهای منتشرشده از لحظه تیر خوردن برهان نشان میدهد که او در خیابانی نسبتاً خلوت هدف شلیک مستقیم قرار میگیرد و بر زمین میافتد. شاهدان حاضر در صحنه با وحشت از تیراندازی سخن میگویند و در یکی از ویدیوها صدای فردی شنیده میشود که میگوید: «یک نفر را زدند کشتند.» بنا بر گزارش منابع حقوق بشری و نزدیکان خانواده، برهان کرمی توسط نیروهای حکومتی و با گلوله جنگی هدف قرار گرفت.
پس از انتقال پیکر او به بیمارستان، نیروهای امنیتی با حضور در محل تلاش کردند روند اطلاعرسانی را کنترل کنند و حتی خانواده را برای برگزاری مراسمی بیسروصدا تحت فشار قرار دادند. مأموران امنیتی تحویل پیکر را مشروط به دفن فوری در روستای زادگاهش، بدون شعار و تجمع اعتراضی کردند. با این حال، شامگاه ۲۶ آبان ۱۴۰۱، پیکر برهان کرمی با حضور گسترده مردم در روستای چروسانه به خاک سپرده شد. شرکتکنندگان در مراسم، با وجود فضای امنیتی شدید، شعارهایی در حمایت از آزادی و علیه سرکوب سر دادند.
پس از خاکسپاری، فشارها بر خانواده ادامه یافت. بنا بر گزارشها، نهادهای امنیتی از خانواده خواستند که برهان را بهعنوان «شهید» وابسته به حکومت معرفی کنند و تحت پوشش بنیاد شهید قرار گیرند؛ پیشنهادی که خانواده قاطعانه رد کرد. خانواده او تأکید کردند که به راه و انتخاب فرزندشان افتخار میکنند و حاضر نیستند روایت رسمی حکومت را بپذیرند.
در مراسم چهلم برهان کرمی، مردم بار دیگر بر مزار او جمع شدند و یادش را گرامی داشتند. برادرش، بهمن کرمی، در سخنانی شایعات مربوط به پذیرش بنیاد شهید را تکذیب کرد و اعلام کرد خانواده هرگز چنین درخواستی نداشتهاند. در سالگرد کشته شدن برهان نیز، سنگ مزار او توسط افراد ناشناس تخریب شد، اما خانوادهاش اعلام کردند که این اقدامات نه باعث ترس، بلکه سبب استواری بیشتر آنان خواهد شد.
مرگ برهان کرمی تنها از دست رفتن یک جوان کارگر و پدر خانواده نبود؛ او به نمادی از رنج، مقاومت و دادخواهی در میان مردم کامیاران و کردستان تبدیل شد. نزدیکانش میگویند مردم شهر اکنون خانواده او را با احترام میشناسند و یاد برهان را بخشی از حافظه جمعی اعتراضات ۲۵۸۱ میدانند؛ جوانی که در روزی خونین، در میان خیابانهای شهرش، هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد، اما نامش در حافظه مردم باقی ماند.